با 99 درصد علم رایگان دنیا چه کرده ایم؟!
ايراني از صبح تا موقع خواب، در عالم خيال چه
خدمت هاي نمايان به وطن مي كند، چه مجاهدت ها
در دفاع نوع تصور مي كند، چه تجارت هاي
سودمند مي نمايد، چه زمين هاي باير و ويران را
آباد مي كند، چه قنات هاي جاري قشنگي داير
مي كند؛ لكن، همه خيال است، اساس نيست.
خاطرات تاج السلطنه
به كوشش مسعود عرفانيان، نشر تاريخ ايران،
تهران، چاپ چهارم، 1378
اخيراً گزاره هاي جالبي از آقاي محرابيان، وزير صنايع، نقل شده است كه خيلي ها را به فكر فرو برده است؛ هريك به فكري:
- “چاپ مقالات در مجلات بين المللي فروش رايگان علم است … كه به صاحبان قدرت منتهي مي شود.”
- “متأسفانه در جامعة علمي نگاهي ايجاد شده، كه به صورت نامحسوس و كاملاً سازماندهي شده، علم كشورها را به بهاي بسيار ارزان به فروش مي رسد.”
- “… نظامات علمي در كشورهاي مختلف مثل كشور ما تابع ضوابط غلط بين المللي قرار گرفته است كه نمونة بارز آن همان چاپ اعضاي هيئت علمي در مقالات ISI است.”
- “با اين كار، علم دانشمندان ايراني و دانشمندان ساير كشورها در اختيار قدرتي قرار مي گيرد كه از اين قدرت عليه همان كشور استفاده مي شود.”
بنده كه در سالهاي گذشته سهمي در اعمال سياست هاي تشويق پژوهشگران به انتشار در سطح بين المللي داشته ام از اين گزاره ها بي واسطه بهت زده شدم: مگر مي شود مديران ارشد كشور ما اين چنين فكر كنند؟ اولين فكر من اين بود كه عده اي مي خواهند پيشرفت بلامنازع ايران پس از انقلاب را مخدوش كنند.
اما نه! وزير صنايع كه اين چنين فكر نمي كند! او هم مانند مديران ارشد ديگر كشور رشد و توسعة ايران و عزت ايران را مي خواهد.پس چرا اينگونه صحبت مي كند؟ كمي تأمل مرا ياد پيچيدگي دنياي مدرن، پيچيدگي مفهوم علم مدرن، و نيز پيچيدگي رابطة ميان علم، دانش فني، و رشد اقتصادي و سياسي كشورها انداخت. بسيار ممارست و زمان مي خواهد كه ما جهان سومي ها ذهن هاي پيچيده پيدا كنيم و راه حل هاي بسيط براي مسئله هاي پيچيده مطرح نكنيم. مسئلة ما ناتواني در رشد صنعتي و توليد فناوري و برقراري رابطه ميان علم و فناوري و تجارت و كسب و كار است.
اين مسئلة بسيار پيجيد ه اي است كه كمتر كشوري موفق به حل آن شده است. تمام كوشش خيرخواهان و ذهن هاي پيچيدة ايراني از ابتداي انقلاب تاكنون دستاوردهايي داشته است كه شاهد آن هستيم، اما هنوز از آن راضي نيستيم. هنوز در اين زمينه در ابتداي راه هستيم! پس اگر بعضي ها راه حل هاي ساده براي اين مسئلة پيچيده پيشنهاد مي كنند تعجب نكنيم؛ اگر عيب هاي بخش خود را به حساب پژوهشگران دانشگاهي مي گذارند ناراحت نشويم. اينها همه از روي خيرخواهي كساني است كه به پيچيدگي دنياي مدرن و مفاهيم آن عادت نكرده اند.
بگذاريد اين پيچيدگي ها را با چند سؤال و چند عدد بيان كنم: مي دانيم علم نوين چيست؟ مي دانيم دانش فني چيست؟ مي دانيم مالكيت معنوي چيست؟
مي دانيم ايران چند مقالة بين المللي در سال منتشر مي كند؟ مي دانيم جهان، بيگانگان، و قدرت هاي بيگانه چند مقاله منتشر مي كنند و در اختيار ما قرار مي دهند؟ مي دانيم چرا ما نمي توانيم از اين علم بيگانگان به نفع خودمان و به نفع صنعت خودمان استفاده كنيم؟ مي دانيم چرا دشمنان ما علم خود را رايگان در اختيار ما قرار مي دهند؟ چرا وزات صنايع از اين همه علم رايگان روي زمين ريخته به نفع كشور استفاده نمي كند؟
توليد علم جهاني در سال 2008 حدوداً 2 ميليون مقاله بوده است. يك درصد آن مي شود حدود بيست هزار مقاله! سهم ايران در سال 1387/2008 حدود 16000 يعني كمتر از يك درصد بوده است! آمريكا به تنهايي 18 درصد علم دنيا را در آن سال توليد كرده است و همه را هم تماماً دراختيار ما می گذارد! در اختيار ما مي گذارد تا اگر توانستيم به فناوري تبديل كنيم و به دنيا بفروشيم! چرا وزارت صنايع از اين 99 درصد علم دنيا براي توليد فناوري استفاده نمي كند؟ چرا ما در استفاده از اين علم رايگان بر زمين ريخته ناتوانيم؟
وزارت صنايع براي استفاده از اين ثروت انبوه چه تمهيدي انديشيده است؟….سيليس را تني 100 دلار بفروشيم و شيشة اپتيك را بسيار گران تر كيلوئي 1000 دلار بخريم؟ مگر نه اينكه دو دانه شيشة عينك چند گرمي را به قيمت 100 دلار مي خريم! وزارت صنايع توضيح دهد چه كرده است! مگر همين دانشگاهيان نبودند كه بيست سال پيش دانش فني توليد شيشة اپتيك را در ايران به دست آوردند اما وزارت صنايع نه تنها كمكي به توليد اين شيشه نكرد كه مانع هم شد؛ هنوز هم راه باز است: اين گوي و اين ميدان! خاك ايران را به توبره نكشيم؛ كارشناسان وزارت صنايع مثال هاي فراوان ديگري از اين به توبره كشيدن خاك ايران دارند! انتشار مقاله هاي ISI را تقبيح نكنيم كه اين ره به جايي نخواهد برد! نه از 99 درصد علم دنيا مي توانيم استفاده كنيم و نه حتي از دانش فني توليدشده در ايران كه به صورت مقالة ISI درنمي آيد و دانشگاهيان با آن ارتقاء دانشگاهي هم نگرفته اند!
واقعيت اين است كه ما نه علم را مي شناسيم، نه مفهوم دانش فني را درست درك كرده ايم. آنچه كشورها و بنگاه هاي اقتصادي رايگان به كسي نمي دهند دانش فني است نه علم! بنابر تعريف جديد، علم هنگامي علم است كه در چارچوب “گفتمان علمي” به صورت ارائة مقاله در همايش هاي ملي و بين المللي و يا انتشار در مجلات در “اجتماع علمي” مطرح و به بحث گذاشته شود، وگرنه هنوز علم نيست و توليد علمي تلقي نمي شود.
همكاران پژوهشي سخت كوش نگران نباشند. بي دغدغه به كار خودشان ادامه دهند و راه انتشار يافته هايشان را در اجتماع علمي ملي و بين المللي به هرصورت ممكن بجويند! ما بايد اين مرحلة “مشق علم” را همراه با افزايش توليد مقالات ادامه دهيم، تا پس از گذر از اين “دورة مشق” به مرحلة توليد علم وارد شويم و با حضور بين المللي نقش خودمان را در جهان و وظيفة خودمان را نسبت به مردم كشورمان ادا كنيم. آينده ارزش اين زحمات را درك خواهد كرد. و البته اميدوار باشيم نسل بعدي مديران كشور ما هم به نقش خود بهتر واقف شوند و راه توليد دانش فني و تجاري سازي اين دانش را هموار سازند…
والذين جاهدافينا لنهديهم سبلنا.
رضا منصوري
تيرماه 1389
***
رضا منصوری، فیزیکدان ایرانی و استاد دانشکدهٔ فیزیک دانشگاه صنعتی شریف است. زمینهٔ پژوهشی او نسبیت و کیهانشناسی است
قائم با شک !
این مطلب را از سایت تابناک داشته باشید :
******************************************************
مدير كل سياسي وزارت كشور در خصوص برخي خبرها درباره درخواست مجوز براي راهپيمايي در سالگرد انتخابات توضيحاتي را ارائه داد.
اولاً طبق اصل 27 قانون اساسي تشكيل اجتماعات و راهپيماييها بدون حمل سلاح به شرط آنكه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است و طبق تبصره 2 ماده 6 قانون فعاليت احزاب و جمعيتها مصوب 1360 مرجع تشخيص اينكه يك راهپيمايي مخل مباني اسلام است يا نه، از اختيارات كميسيون ماده 10 احزاب است كه اعضاي آن نمايندگان سه قوه كشور هستند.
وي در ادامه اين مطلب خاطرنشان كرد: ثانياً براساس ماده 30، 31، 32 تصويب نامه شماره 30530 مورخ 1361.4.9 هيئت وزيران كه با امضاي نخست وزير وقت آقاي ميرحسين موسوي براي اجرا به وزارت كشور ابلاغ شده است؛ گروه متقاضي راهپيمايي بايد يك هفته قبل از انجام راهپيمايي كتباً و حضوراً توسط نماينده رسمي و معرفي شده گروه درخواست خود را به وزارت كشور تسليم كند.
دبير كميسيون ماده 10 قانون فعاليت احزاب به “نماينده رسمي و معرفي شده گروه» و كليد واژه « حضوراً » در قانون اشاره كرد و گفت: براساس ماده 32 همين قانون گروه موظف است در موقع تسليم درخواست خود موارد زير را دقيقاً مشخص كرده و مدارك لازم را ارائه دهد.
- موضوع راهپيمايي يا اجتماع
- هدف از برگزاري آن
- تاريخ برگزاري
- ساعت آغاز و پايان آن
- مسير راهپيمايي و ابتدا و انتهاي آن،
- محل سخنراني و قرائت قطعنامه،
- مشخصات كامل مسئولين اجرايي و انتظامي مراسم با معرفينامه كتبي از گروه مربوطه
- ، سخنرانان و موضوع سخنراني،
- شعارهاي راهپيمايي
- يك نسخه از قطعنامه تهيه شده
- يك نسخه از طرح و شيوه انتظامات داخلي راهپيمايي بايد در اساس قانون در اسرع وقت به مسولين زير ربط ارائه شود.
- تعهدي مبني بر عدم حمل سلاح و عدم اخلال نسبت به مباني اسلام و امنيت به وزارت كشور تسليم كند.
مديركل سياسي وزارت كشور تصريح كرد: نتيجه ميگيريم نماينده رسمي گروه متقاضي برگزاري راهپيمايي بايد «حضوراً» به وزارت كشور مراجعه و تعهدات و مدارك مصرح در قانون را ارائه كند تا در خواست بصورت شفاف و تكميل شده و براي اخذ نظر كميسيون ماده 10 احزاب در دستور كار قرار گيرد و به نظر بنده اين شيوه قانوني براي حراست از نعمت آزادي و حقوق مردم و تأمين امنيت و رعايت نظم و قانون ساز و كاري كاملاً منطقي و عقلايي است.
عباسزاده مشكيني در خصوص برخي شايعات در زمينه راهپيمايي در روزهاي آينده، تاكيد كرد: ما هم مثل شما اين روزها در برخي از رسانهها شايعات و اخباري را پيرامون درخواست مجوز توسط برخي اشخاص و گروهها ديدهايم كه لازم ميدانم در اين زمينه مطالبي را عنوان كنم.
وي ادامه داد: اولا ” نماينده رسمي هيچ حزبي حضوراً براي طرح درخواست و ارائه مدارك قانوني براي تكميل درخواست براي طرح در كميسيون ماده 10 احزاب به وزارت كشور مراجعه نكردهاست ثانياً تنها نشانهاي كه ما يافتهايم اين است چند روز پيش يادداشتي غير رسمي مبني بر درخواست مجوز راهپيمايي به دبير خانه وزارت كشور ارسال شدهاست كه عنوان چند حزب از جمله دو حزب توقيف شده ذيل اين يادداشت درج شده كه حتي يكي نيز فاقد امضاء است كه البته تكليف حزب توقيف شده مشخص است.
مديركل سياسي وزارت كشور تاكيد كرد: كارشناس مربوطه در وزارت كشور تلاش كردهاست با مسئولين رسمي گروههايي كه عنوان آنها در ذيل اين يادداشت آمدهاست تماس گرفته و خواستهاست در صورتي كه مفاد يادداشت، موضع و درخواست رسمي گروه است طبق قانون و بصورت شفاف طرح درخواست كنند و با عرض پوزش بايد عرض كنم ” قائم با شك بازي ” نكنند.
ليكن كسي حاضر به قبول مسئوليت اين يادداشت نشده است.
عباس زاده مشكيني با بيان اينكه بنده نمي دانم از اين رفتار در فرهنگ سياسي و اجتماعي با چه تعبيري ياد كنم، افزود:البته رفتار قاطبه احزاب كشور ما بحمدالله مقوّم عنصر عقلانيت و مدنيت و قانون گرايي است. اما متأسفانه تعداد انگشت شماري از احزاب و شبه احزاب با اين گونه رفتارها، در تعميق روحيه بي اعتمادي تاريخي به مقوله تحزب نقش مؤثري ايفاد ميكنند كه با اصل «مسئوليتهاي اجتماعي سازمانها »منافات دارد.
*****************************************************
نقل است رندی مادرش بر دوش نهاده و به سوی بازار شهر روان شد. گفتند مادرت به کجا می بری با این حال ؟ گفت می برم بازار بهر فروش . گفتند کسی مادرش نفروشد که تو فروشی . گفت من هم بهایی نهم که کسی نخرد.
طبق اصل 27 قانون محترم اساسی تشكيل اجتماعات و راهپيماييها بدون حمل سلاح به شرط آنكه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است لیکن شرایطی دارد که در حاشیه سفید قانون نگاشته اند و هر کس نداند و البته مدیر کل محترم سیاسی وزارت محترم کشور بسیار خوب و با جزئیات می داند .
حرفی نیست .
حرفهایی برا ی نگفتن
راستش مدتها است نوشتنم نمی آید . نه دستم به قلم می رود و نه کاغذ رام من می شود. حرف بسیار است و بسنده می کنم به این جمله دکتر شریعتی که :” حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش هر کس به حرفهایی است که برای نگفتن دارد .”
یک سال چربتر از نوشته قبلی گذشت . اینکه آیا خاتمی در کارزار دهم پیروز می شود؟! جمله آخر مقاله را بارها می خوانم . کنار کشیدن خاتمی با ورود میرحسین همراه شد . شاید تاریخ نگارش مقاله برای پیش بینی حذف اصلاح طلبی از جامعه خیلی زود بود . اما جریان یک سال گذشته نشان داد گویی این راهی محتوم بوده است . تلاش بسیاری است برای حذف و طرد اصلاح طلبان . توقیف دو حزب عمده اصلاح طلبان و بازداشت گسترده فعالان اصلاحات نشان از این موضوع دارد . اما آیا این اقدامات منجر به حذف اصلاحات شده است ؟
شاید روزی
ایران دخت را گرفتم و نوشیدم . اینکه می گویم نوشیدم یعنی درست مثل یک لیوان آب گذاشتم روی لبم و سر کشیدم بالا. مدتها است ایران دخت می خرم و آن هم فقط به علت احترام و علاقه ای است که برای آقای محمد قوچانی قایلم . اما این هفته و اتفاقا بعد از دو سه هفته ای که بعلت مشغولیت نتوانستم خرید روزنامه و مجله ام را پی بگیرم ، وقتی ایران دخت را دستم گرفتم از تعجب چشمانم گرد شد . بعد هم من بودم و ساعتهایی که بر روی مجله افتادم. تا شد 3 نصفه شب!!! البته این مشکل من با شهروند امروز هم بود که فرصت برای خواندنش همیشه کم بود. به هر حال ویرایش جدید ایران دخت بسیار مبارک است و امیدوارم حداقل تا چند ماهی ادامه پیدا کند.
آیا خاتمی در کارزار دهم پیروز می شود ؟
ما ایرانیها حافظه تاریخی خیلی ضعیفی داریم . آنقدر ضعیف که گاهی دو سال قبل خودمان را هم بخاطر نمی آوریم . چه برسد به یک دهه و دو دهه و یک قرن و دو قرن . برای همین مرتب دچار تسلسلهای خنده داری می شویم و البته خیلی ها هم از این تسلسل ها و دور زدنهای ما ، ماهی های خوبی صید کرده اند . اگر کمی تاریخ چند سال گذشته را مرور کنیم ، نه دور خودمان می چرخیم و نه کسی از این آب گل آلود ماهی می گیرد .
علیرغم میل درونی ، معتقدم اعلام آمادگی و کاندید شدن خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری ، یک اشتباه بود . اشتباهی که تاوان سنگینی هم دارد . یعنی حذف کامل خاتمی از صحنه سیاست ایران ، و با شخصیتی که از سید می شناسیم ، کناره گیری و گوشه نشینی همیشگی یا حدااقل بلند مدت . بعبارت دیگر کسی که می توانست در انتخابات یازدهم ( دو دوره دیگر) کاندید محبوب اطلاح طلبان باشد ، به راحتی از دست خواهد رفت .
چرا آمدن سید محمد خاتمی اشتباه بود ؟
1- در نظامات دموکراسی یا حداقل نظامی که بر اساس ریخت دموکراسی طرح ریزی شده باشد هر فرد می تواند دو دوره با رای مردم رییس جمهور باشد . در تاریخ 30 ساله ایران بجز بنی صدر معزول و رجایی شهید – که بر حسب اتفاق و حادثه از دور کنار رفتند – ایرانیان کمتر از دو دوره با کسی عهد نمی بندند .
2- همانطور که چند سطر بالاتر گفته شد ، ایرانیان حافظه ضعیفی دارند و مراد و مطلوب خود را زود فراموش می کنند . شاید این دلیلی باشد بر شکست سنگین رفسنجانی در انتخابات دور قبل . یادم هست سال 76 در تب داغ انتخابات ، عده کثیری هنوز خواهان هاشمی رفسنجانی بودند . حتی کار به آنجا کشید که صحبت از تغییر قانون اساسی و اضافه شدن دوره های ریاست جمهوری بود . و این جز از اقبال عمومی مردم به هاشمی رفسنجانی نبود . این اتفاق نیافتاد . هاشمی اما 8 سال بعد و در رقابت با محمود احمدی نژاد ، شکست سنگینی خورد . شاید به خاطر فراموشی مردم ایران بود . او را از یاد برده بودند ؟ شاید ایرانیان بیشتر از دو دوره با کسی عهد نمی بندند!
3- باز هم از تجربه هاشمی رفسنجانی بگویم . خالی از پند نیست . هاشمی مرد باهوشی است . موقعیت طلب و تیزبین است . پس بین دو دوره خاتمی کاندید ریاست جمهوری نشد . در انتخابات سال 84 هم کاندید دندانگیری نبود . اصلاح طلبان ذلخوش کرده بودند به وزیر خاتمی . اصولگرایان هم انگار تصمیم متحدی نگرفته بودند . پس هاشمی کاندید شد . اما چرا در مواجهه با احمدی نژاد ، جوانی که کمتر مردم او را می شناختند ، غافلگیر شد ؟ چرا در دور دوم هم نتوانست سند ریاست جمهوری را پس بگیرد ؟ آیا خاتمی می تواند بین دو دوره احمدی نژاد غالب میدان شود ؟
دور می دانم که مردم تجربه 8 ساله خاتمی را به امتحان 4 ساله احمدی نژاد ترجیح دهند . جامعه ایران لایه های متفاوتی دارد . آنقدر متفاوت که احمدی نژاد را به هاشمی رفسنجانی ترجیح دهد . آنقدر متفاوت که اصلاح طلبان سال 84 آنها را فراموش کرده بودند .
خاتمی را دوست دارم . و نمی خواهم به عرصه ای وارد شود که احتمال باخت زیادی دارد . که در این صورت دیگر او را در سیاست ایران نخواهیم دید . اصلاح طلبی را هم همینطور
صبح
کاغذ بازی را هیچ وقت دوست نداشتم . هیچکس دوست ندارد . اما همیشه ، هر کجا انگار ناگذیریم از پر کردن انواع و اقسام فرمها . امروز که رفته بودم برای دریافت وام چندغاز از بانک عزیز ، بارها و بارها اطلاعات مشابهی را در فرمهای مشابهی وارد کردم که مسئول باجه می گفت بسیار لازم و ضروری و حیاتی است . حتما هست.
آینه
کجای این آینه گم شد؟
کدام ترانه
عطر تو را دزدید
نگاهت
لای کدام دفتر جا ماند ؟
…
آینه
هر روز
سراغت را از من می گیرد
چیزی نمانده
تصویرم را کدر نشان دهد
از رفتنت
تصویر هزار پاره ام
هر روز بیشتر می شود…
.
.
.
( آینه می شکنه هزار تیکه می شه
اما باز تو هر تیکه اش عکس منه
…. )